Die



(iv): مردن‌

درگذشتن‌

جان‌دادن‌

فوت‌ كردن‌

(n):





If I go any slower he might die before I get there.

I feel awful that Dad had to die because I put my education before his health.

There again, it's hard to say whether they die from natural causes or attacks by predators.





جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران