Rattle



تغ‌ تغ‌ كردن‌

تلق‌ تلق‌ كردن‌

وراجي‌ كردن‌

خر خر كردن‌







Each boom of thunder was loud enough to rattle the window panes.

An unexpected heat jarred her to her core, and the earth beneath her feet shook violently enough to rattle her teeth.

He knew her on sight, felt the connection pierce his tanned hide and rattle his bones.





جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران