Affliction



رنج‌

رنجوري‌

پريشاني‌

غمزدگي‌

مصيبت‌

شكنجه‌

درد





My time of the month has passed without its usual affliction and I am dire fearful of the consequences of why this might be so.

No leaven shall be eaten with it for seven days, and bread of affliction shall be eaten because they came forth from Egypt in haste.

She is entirely unselfish; exquisitely modest without being anything of a prude; abounding in intelligence which is never obscured by egoism; patient in the ho~ir of suffering; strong in time of affliction; a faithful wife; a loving mother; a good daughter; and capable, as history shows, of heroism rivalling that of the stronger sex.





جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران