Blatant



پرسروصدا

شلوغ‌ كننده‌

خودنما

خشن‌

رسوا





She turned her back on him in blatant disregard he wasn't likely to misinterpret.

Sofia watched, astonished at the blatant display, and almost didn't prep herself for her first encounter.

He lifted his head in blatant rejection.





جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران