Counter



(adj & adv)پيشخوان‌

بساط‌

شمارنده‌

ضربت‌ متقابل‌







Carmen carried the basket of eggs to the counter beside the sink and watched as Alex took the lid off the roasting pan.

Carmen grabbed the thermometer from the counter and gave it to him.

After cleaning up the counter, she opened the refrigerator.





جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران