Halt



ايست‌

مكث‌

درنگ‌

سكته‌

ايست‌ كردن‌

مكث‌ كردن‌

لنگيدن‌





The car came to a halt and then started to roll forward.

The laughter gurgled to a halt in her throat.

As the teams came to a halt, the rasp of leather against sandy wheels assured her that the other wagons were following suit.





جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران