Flimsy



    سست‌

    بي‌ دوام‌

    شل‌ و ول‌

    ناك‌





    Snow crunched under her feet and quickly soaked her flimsy slippers.

    Tired and conflicted, she lay back on the bed, taking great satisfaction out of a real bed after the few days on the flimsy bed at the Sanctuary.

    The rupture, therefore, took place in the middle of May; and on a flimsy pretext the First Consul ordered the detention in France of all English persons.





    جهت درج نظر و ورود به سیستم اینجا کلیک کنید


    زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی
    کاملترین و مجرب ترین مدرسین زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، زبان ایتالیایی، زبان آلمانی، زبان ترکی استانبولی، زبان هلندی، زبان سوئدی، زبان هندی، زبان روسی در ایران